تبلیغات
آپدیت جدید نود 32 - شرحی از جشن های ایران باستان

 

 

جشن مهرگان متعلق به فرشته بزرگ مهر است و برابر با مهرروز (شانزدهم مهر) است و مطابق گاهنمای کنونی دهم مهر می باشد این جشن فرخنده و زیبا در گذشته میان ایرانیان مقامی بسیار ارجمند در حد نوروز داشت و همانگونه که ایرانیان نوروز را بواسطه پایان سرما و آغاز بهار جشن می گیرندمهرگانرا نیزدر نیمه سال و با پایان فصل گرما و شروع سرما جشن می گرفتند آداب و رسوم آن بسیار شبیه به نوروز است و همانطور که نوروز را به  پادشاه افسانه ای ایران جمشید نسبت می دهند مهرگانرا نیز به فتح و پیروزی فریدون دیگر قهرمان ایرانی بر ضحاک نسبت داده می شود ولی در حالت کلی چون ایزد مهر نزد کلیه اقوام آریایی سابقه ای دیرین دارد و قدیمیترین آیین آریاییان می باشد نزد هر دو دسته ایرانیان و هندوان در یک روز گرامی داشته می شود  و مهردر زبان سانسکریت هم بمعنی دوستی است و در وی کتاب مذهبی برهمنان مانند اوستا ایزد روشنایی و فروغ می باشد و زرتشتیان بپرستشگاه خویش درب مهر گویند هر دو جشن مهرگان و نوروز  از آثار درخشان و جاودان ایران زمین هستند

 و برماست که این دو میراث گرانقدر نیاکانمان را همچون دو گنجینه گرانبها سینه به سینه و نسل به نسل انتقال دهیم  چرا که هویت و پهنای مرز ایران زمین را این دو جشن به وضوح نشان می دهد و هر کجا نوروز و مهرگان جشن گرفته شود آنجا ایران است و هر که ایندو جشن با شکوه و زیبا را برگزار کند ایرانی. مهرگان و نوروز در کنار یکدیگر هزاران سال است که همانند دو  ستون محکم و استوار پایه های استقلال و فرهنگ ایرانی را حفظ نموده اند و آنرا از هجوم تازی و بیگانه محفوظ داشته اند و در هر زمانی که قدرت حاکمه نتوانسته استقلال ایران را حفظ کند و سرزمین عزیزمان گرفتار قومی بیگانه گشت و به چند پاره تقسیم گردید برگزاری همین آیین های ساده ولی سحر انگیز ایرانیان را همدل ساخته و بار دیگر کنار هم جمع نمود .متاسفانه از آیین مهرگان امروزه جزء میان زرتشتیان اثری باقی نمانده و این آیین ملی که همانند نوروز به تک تک ایرانیان تعلق دارد به روحی تازه و همتی ملی نیاز دارد

 تا دوباره مانند گذشته جایگاه خود را بازیابد و احیاء گردد .دوستان گرامی اگر به اهمیت و جایگاه این جشن فرخنده پی برده اید بر عهده ما جوانان ایران زمین است که با اراده و کوشش خویش مهرگان را دوباره نزد خانواده های خود زنده کنیم اینکه به جای یکبار در سال دوبارپای سفره هفت چین (هفت سین در نوروز)بشینیم به شادی و سرور و نیایش پروردگار بپردازیم و به دیدار هم رفته و از احوال یکدیگر جویا شویم و به برطرف ساختن کدورتها و قهرها و جداییها  بپردازیم مطمئنا نه تنها به مذاق هیچ کسی بد نخواهد آمد بلکه با استقبال بزرگترهایمان نیز همراه خواهد شد .اما اینکه از هزاران سال پیش تا کنون چگونه این جشن برگزار می شود :

 

((طول مدت جشن ۶روز و از مهرروز آغاز و به رامروز ختم می شودپادشاهان تاجی به شکل خورشید که در آن دایره ای مانند چرخ چسبیده بود به سر می گذاشتند در جشن مهرگان مردی با صدای رسا ندا می داد ای فرشتگان بسوی دنیا بشتابید و جهان را از گزند اهریمنان برهانید . پادشاهان لباسهای گرانبهای ارغوانی می پوشیدند و با باده خواری در این جشن می رقصیدند موبد موبدان خوانچه ای که در آن لیمو شکر نیلوفر سیب به انار و یک خوشه انگور سفید و هفت دانه مورد گذاشته بود نزد شاه می آورد. در این روز پارسیان مشک و عنبر و عود به یکدیگر می دادند و توده های مردم برای پادشاه پیشکش می آوردند . زرتشتیان در روز مهر از ماه مهر به نیایشگاهها رفته و با تهیه خوراک های سنتی از یکدیگر پذیرایی می کنند و با سخنرانی های ملی و آیینی سرود و شعر و دکلمه جشن مهرگان را با شادی برپا می کنند . در برخی روستاها جشن مهرگان با ساز همراه است روز پنجم پس از مهرگان گروهی از اهالی روستا که بیشتر آنانرا جوانان تشکیل می دهند در محل آدریان و یا سرچشمه و قنات گرد هم می آیند و یکی از هنرمندان روستا به وسیله سرنا و هنرمند دیگر با دف گروه را همراهی میکند آنها با هم حرکت کرده و از یک سوی روستا و اولین خانه شروع می کنند و با شادی به خانه ها وارد می شوند کدبانوی هر خانه نخست آینه وگلاب می آورد اندکی گلاب در دست افراد میریزد و آینه را در برابر چهره آنها نگه می دارد و سپس آجیلی را که فراهم نموده به همه تعارف می کند آجیل مخلوطی از تخم کدو آفتابگردان و نخودچی کشمش است و با شربت و چای نیز پذیرایی خود را انجام می دهند آنگاه یکی از افراد گروه ساز که صدایی رسا دارد اسامی کسانی که پیش از این در خانه سکونت داشته و اکنون فوت کرده اند باز می گوید و برای همه آمرزش و شادی روان آرزو می کند .بعد از آن بشقابی از لرک (نوعی آجیل)از این خانه دریافت می کنند و در دستمال بزرگی که بر کمر بسته اند می ریزند و از خانه با ساز و شادی بیرون می آیند و به خانه بعدی می رود و چنان که در خانه ای بسته باشد برای لحظه ای بیرون خانه می ایستد و با بیان اسامی درگذشتگان این خانه بر روان و فروهر آنها درود می فرستد دادن پول و میوه هم مرسوم است تا برای جشن استفاده شود نسبت به جمعیت لورگ (نان مخصوص)تهیه شده و گوشت های بریان شده را به قطعات کوچک تبدیل می کنند و با مقداری سبزی میان دو عدد لورگ می گذارند و موبد ده نیز هنگام اجرای گاهنبار میوه ها را به قطعات کوچک تقسیم کرده و پس از پایان مراسم به همه میوه تعارف می شود. مردم تا آنجا که امکان دارد با لباسهای ارغوانی گرد هم آمده و به رقص و شادی می پردازند و هر یک چند نبشته شاد باش (کارت تبریک) برای هدیه به همراه دارند. سفره مهرگان شامل گل و ریحان و آجیل و بوهای خوش کتاب مقدس (قرآن یا اوستا)آینه سرمه دان شربت یا شراب  شیرینی انار سیب و آویشن کاسه ای پر از آب و سکه و ظرفهایی از سنجد و بادام میباشد ضمن اینکه اسفند و عود نیز می سوزانند))

جشنمهرگان بر تمامی هم میهنان عزیز مبارک باد. شاد و پیروز باشید



                                        http://www.aftab.ir/articles/art_culture/cultural_heritage/images/7e28873f8752d6d52a26515a5cd0f1dc.jpg

جشن فرخنده تیرگان که آغاز آن از روز تیر از ماه تیر می باشد و به مدت ۹ روز ادامه دارد جشن تیرگان به همراه نوروز و مهرگان و سده از جمله مهمترین جشنهای ایرانیان است که در گذشته برای ایرانیان اهمیت وافری داشت و این جشن را با شکوه و زیبا برگزار می کردند در مورد فلسفه جشن تیرگان دو روایت جالب است روایت اول مربوط به قهرمان ملی ایرانیان آرش است که تقریبا همه ما با آن آشنا هستیم :


((میان ایران و توران سالها جنگ وستیز بود در نبرد میان افراسیاب و منوچهر شاه ایران سپاه ایران شکست سختی می خورد این واقعه در روز اول تیر اتفاق می افتد و در گذشته این روز برای ایرانیان عزای ملی بود و جالب است بدانید هنوزم دیدار از خانواده های عزادار در این روز میان زرتشتیان رایج است سپاه ایران در مازندران به تنگنا می افتد سر انجام دو سوی نبرد به سازش در آمدند و برای آنکه مرز دو کشور مشخص شود و ستیز از میان بر خیزد پذیرفتند از مازندران تیری به جانب خاور پرتاب کنند هر جا تیر فرو آمد همان جا مرز دو کشور باشد و هیچ یک از دو کشور از آن فراتر نروند تا در این گفتگو بودند فرشته زمین اسفندیارمذ پدیدار شد و فرمان داد تیر و کمان آوردند. آرش در میان ایرانیان بزرگترین کماندار بود و به نیروی بی مانندش تیر را دورتر از همه پرتاب می کرد . فرشته زمین به آرش گفت تا کمان بردارد و تیری به جانب خاور پرتاب کند.آرش دانست که پهنای کشور ایران به نیروی بازو و پرش تیر او بسته است و باید توش و توان خود را در این را بگذارد.او خود را آماده کرد برهنه شد و بدن خود را به شاه و سپاهیان نمود و گفت ببینید من تن درستم و گژی در وجودم نیست ولی می دانم چون تیر را از کمان رها کنم همه نیرویم با تیر از بدن بیرون خواهد آمد. آن گاه آرش تیر و کمان را برداشت و بر بلندای کوه دماوند بر آمد و به نیروی خداداد تیر را رها کردو خود بی جان بر زمین افتاد(درود بر روان پاکش).هرمز خدای بزرگ به فرشته باد فرمان داد تا تیر را نگهبان باشد و از آسیب نگه دارد . تیر از بامداد تا نیمروز در آسمان می رفت و از کوه و در و دشت می گذشت تا در کنار رود جیهون بر تنه درخت گردویی که بزرگتر از آن در گیتی نبود ؛نشست .آن جا را مرز ایران و توران جای دادند و هر سال به یاد آن جشن  گرفتند .جشن تیرگان در میان ایرانیان از این زمان پدیدآمد.))


اما روایت دوم که  مربوط به فرشته باران یا تیشتر می باشد  و نبرد همیشگی میان نیکی و بدی :((تیشتر فرشته باران است که در ده روز اول ماه بصورت جوانی پانزده ساله در می آید و در ده روز دوم بصورت گاوی نر و در ده روز سوم بصورت اسب.تیشتر به شكل اسب زیبای سفید زرین گوشی، با ساز و برگ زرین، به دریای کیهانی فرو رفت. در آنجا با دیو  خشکسالی (اپوش) كه به شكل اسب سیاهی بود و با گوش و دم سیاه خود ظاهری ترسناك داشت، رو به رو شد. این دو به مدت سه شبانه روز بایکدیگر به نبرد بر خواستند و تیشتر در این نبرد شکست می خورد به نزد خدای بزرگ آمده و از او یاری و مدد می جوید و به خواست و قدرت پروردگار این بار بر اهریمن خشکسالی پیروز می گردد.و آب ها توانستند بی مانع به مزارع و چراگاه ها جاری شوند. باد ابرهای باران زا را كه از دریای گیهانی برمی خاستند به این سو و آن سو راند، و باران های زندگی بخش بر هفت اقلیم زمین فرو ریخت و به مناسبت این پیروزی ایرانیان این روز را به جشن می پردازند))


              http://vcn.bc.ca/oshihan/images/TirganBiMarz.jpg

  

اما در مورد آداب و رسوم این جشن و دوستانی که می خواهند این جشن زیبا و نشاط آور را برگزار کنند.تاریخ شروع جشن ۱۳ تیر ماه به تقویم زرتشتی و ۱۰ تیر به تقویم خورشیدی است یکی از مراسمهایی که در میان زرتشتیان رایج است رسم فال و کوزه می باشد در شب جشن معمولا خانواده ها ونزدیکان دور هم جمع می شوند و هر یک آرزو و نام خود را روی کاغذ می نویسند و همگی  آنرا در یک کوزه می ریزند و در آنرا می گذارند و تمام شب را به شب نشینی و خواندن حافظ و شاهنامه می پردازند و روز جشن یکی از دختران جوان خانواده که هنوز ازدواج نکرده باید در کوزه را بردارد و یکی از کاغذها را بیرون بیاورد و به نام هر کسی که بود آرزوهای آن شخص بر آورده خواهد شد و تمام شعرهای خوانده شده به او تعلق می گیرد .در روز جشن هم  مانند تمام جشن های دیگر با شادی و سرور همراه است و مراسم آبریزان به یاد فرشته تیشتر(باران) و به خاطر گرمای تابستان و آب پاشیدن روی همدیگر و خنک شدن از لذت جالبی بر خوردار است . در گذشته در آغاز جشن بعد از خوردن شیرینی بندی به نام تیر و باد که از ۷ ریسمان به ۷ رنگ متفاوت بافته شده بود به دست می بستند و ۹ روز بعد در پایان ایام جشن این بند را باز کرده و به باد می سپردند تا آرزوها و خواسته هایشان را به عنوان پیام رسان به همراه ببرد .جشن تیرگان بر تمامی ایرانیان فرخنده باد و امیدوارم به تمامی دوستان خوش بگذرد همیشه شاد و اهورایی باشید.




جشن ها، یادگارهای درخشان پدران و مادران بیداردل ما هستند كه در گذر تاریخ بسیاری از آنها به دلیل ویژگیهای زمان و تعصبات بسیار از بین رفته و هم اكنون از آنها نمونه هایی بسیار اندك در میان ایرانیان به چشم می خورد. با این حال این نمونه های اندك، نشانه هایی بس بزرگند از اندیشه بلند و طبع ظریف ایرانی كه خداوند به این قوم ارزانی داشته و آیین زرتشتی با پیام ها و آموزش هایش آن را آشكار ساخته است.

واژه جشن از كلمه یسنه اوستایی است با ریشه ای اوستایی به معنای ستایش كردن . بنابراین معنای واژه جشن، ستایش و پرستش است .

:همانگونه كه می دانید جشن های ایران باستان سه دسته اند :

1)جشن های ماهیانه 2) جشن های سالیانه 3) جشن های متفرقه

جشن خوردادگان یكی از جشن های ماهیانه ای است كه در روز چهارم خورداد ماه برگزار می شود. از چگونگی برگزاری این جشن در دوران باستان آگاهی دقیقی در دست نیست؛ اما چون خورداد به معنای رسایی و تندرستی است و در جهان مادی نگهبان آب است می توان پنداشت كه نیاكان ما در این روز به كنار چشمه ها ، رودها و یا دریاها رفته و به پرستش اهورامزدا می پرداخته اند .

واژه اوستایی خورداد، هئوروتات است كه در زبان سانسكریت در ودا بصورت سئوروتات آمده و به معنی رسایی و تندرستی است . اهورامزدا از سرچشمه بخشایندگی خویش این فروزه را به واسطه امشاسپند هئوروتات به آفریدگان خود بخشیده تا هر پدیده ای رسا گردد و رسایی و تندرستی نه تنها ویژه این جهان است ، بلكه رسایی مینوی و تندرستی روح و روان ، هدف والای جهانیان است .

اهورامزدا می خواهد كه همگان به یاری امشاسپند هئوروتات از این بخشایش مینوی و مهربانی حقیقی برخوردار گشته و هركس بتواند با نیروی رسایی و پرورش و افزایش آن در وجود خویش، دارای مقام رسایی و كمال بی زوال گردد .


 فر و پیروزی ما ملت پیداست هنوز

كیش زرتشت ز آتشكده برجاست هنوز

كاخ دارای بلند اختر برپاست هنوز

                                   طاق كسری به لب دجله هویداست هنوز

تیرگان جشن تیرگان در تیر روز از تیرماه برابر با ۱۳ تیر در گاهشماری ایرانی برگزار می‌شود. این جشن درگرامی داشت تیشتر (ستاره ی باران آور در فرهنگ ایرانی) است و بنا به سنت در روز تیر (روز سیزدهم) از ماه تیر انجام می‌پذیرد. در تواریخ سنتی تیرگان روز کمان‌کشیدن آرش کمانگیر و پرتاب تیر از فراز البرز است. همچنین جشن تیرگان به روایت ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه، روز بزرگداشت مقام نویسندگان در ایران باستان بوده‌است.

تندیس آرش كمانگیر در بروجرد

 
شرح دیگری از جشن های ایران باستان
شرحی از جشنهای باستانی در تقویم باستانی

(جشن تیرگان)

روز تیر از ماه تیر سیزدهمین روز از تیرماه باستانی، 10 تیر خورشیدی
سیزدهمین روز در هر ماه زرتشتیان تیر یا تِشتَر نام دارد.و روایت است که به باریدن باران کمک می کنند.در ماه تیر هنگامی که روز تیر فرا می رسد آن روز را جشن تیرگان می نامند.تیرگان یکی از بزرگترین جشن های زرتشتیان (ایران باستان) است. روایت است در زمان منوچهر شاه پیشدادی چون افراسیاب تورانی بر منوچهر پیروز شد و او را در طبرستان محاصره نمود طرفین حاضر به سازش شده و قرار بر این شد از قله دماوند،آرش جوان دلیر ایرانی تیری به چله کمان نهد و تیری را پرتاب نماید.این تیر در کنار رودخانه جیحون بر درختی نشست و مرز ایران و توران مشخص شد .داستان دیگری که درباره جشن تیرگان آمده:آن است که در زمان ساسانیان و پادشاهی فیروز هفت سال در ایران خشکسالی روی داد و در چنین روزی مردم روی به بیابان آوردند و با نیایش خود از پروردگار آرزوی باریدن باران کردند و پس از آن بارش باران شروع شد و به شادی آن در چنین روزی ایرانیان بر یکدیگر آب می پاشند.آیین برگزاری
این جشن بدین گونه می باشد که چند روز پیش از جشن تیرگان تمام خانه را از درون و برون پاکیزه می نمایند وصبح روز جشن همه آب تنی نموده لباس نو می پوشند. آنچه ویژگی این جشن می باشد تار نازکی از ابریشم هفت رنگ و سیم نازک و ظریفی بهم می تابند که به نام تیر و باد مشهور است که شاید نشانه رنگ های رنگین کمان در آسمان معروف به تیر و کمان آرش باشد. زرتشتیان این تار را در بامداد روز تیر به مچ دست خود می بندند و روز باد ده روز بعد به باد می دهند.

(جشن اَمردادگان)

روز اَمرداد از ماه اَمرداد هفتمین روز از اَمرداد ماه باستانی،3 اَمرداد خورشیدی.
واژه اوستایی امرداد، امرتاته (AMERTATA) است که به معنی بی مرگی است و اگر الف آن را که پیشوند نفی است از قلم بیندازیم معنی آن عوض شده و فرشته بی مرگی و جاودانگی به دیو نیستی و مرگ تغییر شکل می دهد.زیرا همانطور که اَمرداد به معنی بی مرگی است مُرداد معنی مرگ می دهد. بنابراین شایسته است این کلمه را اَمُرداد بخوانیم ، و چون امرداد فرشته بی مرگی و جاودانگی می باشد، در عالم جسمانی نگهبانی نباتات و روییدنیها با اوست.نیاکان ما در این روز به باغ ها و مزارع خرم و دلنشین می رفتند و پس از نیایش به درگاه اهورامزدا طی مراسمی این جشن را با شادی و سرور در هوای صاف و در دامن طبیعت برگزار می کردند.

(جشن شهریورگان)

شهریور روز از ماه شهریور چهارمین روز از شهریور ماه باستانی ،30 اَمُرداد خورشیدی.
واژه شهریور در اوستا خشتره وئیره (KHASHATRA VAIRYA) که در زبان پهلوی خشتور و در پارسی شهریور شده است.جز اول این کلمه یعنی خشتره به معنی قدرت و حکومت کشور است و کلمات شهر وشهریار از این واژه گرفته شده است. جز دوم به معنی آرزو شده است و بنابراین معنی ترکیبی آن حکومت آرزو شده یا کشور خواسته شده می باشد این امشاسپند در عالم روحانی مظهر قدرت و نیرو می باشد و در عالم جسمانی پاسبانی فلزات با اوست. زرتشتیان این جشن را نیز مانند سایر جشن ها با سپاس و نیایش به درگاه اهورامزدا آغاز و با جشن و سرور به پایان می رسانند.
(جشن مهرگان)

روز مهر شانزدهمین روز مهر ماه باستانی (تعطیل زرتشتیان) 10 مهر خورشیدی.
در میان تمام جشن هایی که در ایران باستان متداول بود دو جشن از همه آنها مهمتر و بزرگتر بودند.این دو جشن عبارت بودند از نوروز و مهرگان. نوروز پیش در آمد بهار و همراه با سر سبزی طبیعت و رفتن زمستان، در حالیکه مهرگان در نیمه دوم سال یعنی هنگامی که گرمای سوزان تابستان سپری و هوای معتدل پاییزی آغاز می گردد.
مهرگان از روز مهر تا روز رام شانزدهمین تا بیست و یکمین روز مهر (10 تا 16 مهر خورشیدی) ادامه دارد. که روز اول را مهرگان عامه و روز آخر را مهرگان خاصه می نامند. این جشن مربوط به فرشته مهر که در اوستا میترا به معنی نور خورشید و مهر و محبت و عهد و پیمان می باشد نامیده می شود. و روایت است که: فریدون شاه پیشدادی در این روز به رهبری کاوه آهنگر بر ضحاک ستمگر چیره شد و ضحاک را در کوه دماوند حبس نموده و فریدون تاج پادشاهی بر سر نهاد.(فرشتگان در جشن مهرگان به یاری فریدون آمدند و در آخرین روز جشن که روز رام می باشد ضحاک در کوه دماوند به زندان افتاد).
(جشن آبانگان)

روز آبان دهمین روز از آبان ماه باستانی،4 آبان خورشیدی.
آبان به معنای آب و هنگام آب است و یکی از عناصر پاک کننده نزد زرتشتیان است درباره پیدایش جشن آبانگان روایت است که در پی جنگ های طولانی بین ایران و توران، افراسیاب تورانی دستور داد تا کاریزها و نهرها را ویران کنند، پس از پایان جنگ پسر تهماسب که زو نام داشت دستور داد تا کاریزها و نهرها را لایروبی کنند و پس از لایروبی، آب در کاریزها روان گردید ایرانیان آمدن آب را جشن گرفتند. در روایت دیگری آمده است که پس از هشت سال خشکسالی در ماه آبان باران آغاز به باریدن نمود و از آن زمان جشن آبانگان پدید آمد. زرتشتیان در این روز همانند سایر جشن ها به آدریان ها می روند و پس از آن به کنار جوی ها و نهرها می روند با خواندن اوستای آب زور (بخشی از اوستا) که توسط موبد خوانده می شود اهورامزدا را ستایش کرده و درخواست فراوانی آب و نگهداری آن را می نمایند و پس از آن به شادی می پردازند.

(جشن آذرگان)

روز آذر نهمین روز از آذرماه باستانی، 3 آذرماه خورشیدی.
آذر به چم (معنی) آتش است.و یکی دیگر از چهار آخشیج (عنصر پاک کننده) نزد زرتشتیان است. از آنجا که آتش بهترین و سریعترین عنصر پاک کننده و گرمایی می باشد از زمان های قدیم مورد احترام بوده است. زرتشتیان در جشن آذرگان مانند سایر جشن ها با لباس آراسته و تمیز به آدریان ها می روند و با خواندن آتش نیایش(بخشی از اوستا) اهورامزدا را سپاس گفته و پس از نیایش به شادی می پردازند.

(جشن دیگان)

دی یا دتوشو(DAATOSHU) به معنی دادار و آفریدگار است و در نامه های اوستایی اغلب به جای واژه اهورامزدا به کار رفته است. اگر به نامهای سی روز هر ماه توجه کنید، مشاهده می کنید که روزهای هشتم و پانزدهم و بیست و سوم هر ماه به نام دی نام گذاری شده که برای تمیز آنها از یکدیگر هر یک به نام روز بعدش خوانده شده است و اورمزد که آنهم نام خداوند می باشد.« اورمزد، دی به آذر، دی به مهر، دی به دین » بنابراین در ماه دی چهار روز به نام خدا نامیده و در ماه دی چهار بار جشن دیگان برگزار می شود.
• اورمزد و دی ماه : در نخستین روز دی ماه باستانی 25 آذرماه خورشیدی
• دی به آذر و دی ماه : در هشتمین روز دی ماه باستانی 2 دی ماه خورشیدی
• دی به مهر و دیماه : در پانزدهمین روز دی ماه باستانی 9 دی ماه خورشیدی
• دی به دین و دی ماه : در بیست و سومین روز دی ماه باستانی 17 دی ماه خورشیدی
در ایران باستان نخستین جشن دیگان در ماه دی یعنی روز اورمزد و دی ماه خرم روز نام داشته است و در این روز که شب پیش، بزرگترین شب سال بوده است. پادشاه وحاکم دیدار عمومی با مردم داشته است. اکنون هر خانواده زرتشتی میوه هایی مانند انار و هندوانه و خربزه و سیب و به و انگور و آجیل و شیرنی و شربت تهیه می کند و تا پاسی از شب اورمزد و دی ماه (شب چله) همه با شادی و خرمی شب را می گذرانند و گاهی با نیایش (گاه اُشَهن) شب را به سپیده تبدیل می کنند.

(جشن بهمنگان)

روز وهمن دومین روز از بهمن ماه باستانی،26 دی خورشیدی.
بهمن از واژه اوستایی وهومن(VOHUMAN) به معنی اندیشه نیک می باشد. وهمن یکی از امشاسپندان نزدیک به درگاه اهورامزدا می باشد.اشوزرتشت برای دریافت پیامهای اهورایی از وهومن یاری می گیرد. پاسبانی چهارپایان سودمند در عالم جسمانی به این امشاسپند واگذار می شود از این رو زرتشتیان در جشن بهمنگان یا بهمنجه که در روز بهمن از ماه بهمن واقع می شود از کشتار حیوانات سودمند و گوشت آنان خودداری می نمایند و برخی از زرتشتیان پرهیز از خوردن و کشتار را در تمام روزهای بهمن ادامه می دهند. این جشن حامی مردان درستکار می باشد.

(جشن سده)

روز مهر شانزدهمین روز از ماه بهمن باستانی (تعطیل زرتشتیان) 10 بهمن خورشیدی.
جشن سده از زمانهای بسیار دور به یادگار مانده است و جشن پیدایش آتش است. روایت آن در شاهنامه فردوسی چنین آمده ( روزی هوشنگ شاه به همراهی یاران خود به کوه می رود در راه به مار تنومندی برخورد می کند و با سنگ بزرگی به جنگ او می شتابد سنگ را به سوی مار پرتاب می کند.سنگ به سنگ دیگری برخورد کرده جرقه ای بیرون می جهد و به خار و خاشاک اطراف شعله می کشد و آتش فروزان پدیدار می گردد و از آن پس جشن سده برگزار می گردد).سده از واژه سَت در زبان پهلوی آمده است و معنی آن صدر می باشد. بنابر تقسیم فصلی ایران باستان آغاز فروردین تا پایان مهر ماه ، تابستان بزرگ و از اول آبان تا پایان اسفند را زمستان می نامیدند سَده هنگامی است که صد روز از زمستان می گذشت و یا به روایت امروز50 شب و50 روز به جشن نوروز مانده است. اجرای مراسم بدین گونه می باشد. پس از غروب آفتاب سه تن از موبدان در حالیکه لباس سپید برتن دارند به سوی توده ای از هیزم خشک که از روز قبل تهیه گردیده حرکت می نمایند. گروهی از جوانان که لباس سپید برتن دارند با مشعل های روشن موبدان را همراهی می کنند. موبدان بخشی از اوستا که معمولا آتش نیایش می باشد را می سرایند. موبد بزرگ بوسیله آتش موجود در آتشدان و جوانان سپید پوش با یاری از شعله های مشعل، هیزم را آتش می زنند. گروه موزیک از آغاز تا پایان آهنگ شادی می نوازد. زرتشتیان با شادی پیروزی شعله ور شدن آتش سده را جشن می گیرند و به امید آنکه تا جشن سال دیگر روشنایی و گرمی در دلهایشان باشد به خانه باز می گردند.

(جشن اسفندگان)

سپندارمزد پنجمین روز از اسفندماه باستانی، 29 بهمن خورشیدی.
سپندارمزد نگهبان زمین است و از آنجا که زمین مانند زنان در زندگی انسان نقش باروری و باردهی دارد جشن اسفندگان برای گرامی داشت زنان نیکوکار برگزار می گردد. زرتشتیان این روز را به نام روز زن و روز مادر جشن می گیرند واژه سپندارمزد در اوستا سپنته آرمئی تی آمده است و به معنای فروتنی و بردباری می باشد.
آخرین پست ها

bahar22

كد پرواز پرندگان

فال عشق

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس